ناهار آش خوشمزه!
عصری جلسه دوم کلاس رقص و بعدش دوباره با رویا اندیشه .
سارا از کلاس اومد اینجا و شب موند و تا پاسی از نیمه شب باهم حرفیدیم
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
وسایل سفره عقد و تور و تزیینات و ... دیدیم. برای ناهار برگشتیم خونه...
عصری با مامان پروین رفتیم دیدن نغمه ...
شب نشینی من و بابا رفتیم دیدن عموعلی
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
از عصر باغ رویا ... افطار! و شام - قیمه - و رقص و شادی و خیلی خوش گذشت...
بابا آبیاری بود
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
کلاس رقص سومین جلسه - عصر با آژانس رفتیم باغ بالا و بعد با رویا اومدیم خونه شام
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
از کارای دانشگاه گرفته تا وسایل سفره عقد وخریدهای دیگه ....و دلتنگی برای همسر عزیزم
مخصوووصا که امروز روز خاصی برامون بود...
06.06.2017
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
روزش رو اصلا یادم نیست چیکار کردم!!! احتمالا سراغ پرسشنامه ها بودم که یه بخشی رو تموم کنم... آهان! آره و برای گیفت سرعقد مدل های اینستاگرام رو پیدا میکردم...
با نغمه هم تلفنی صحبت کردم
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
ناهار آبگوشت خوردیم و دویدیم خونه رویا طفلکی خواهرم ...خدایا! ازت میخوام آرامش همیشگی و خوشبختی دائمی و عشق پایدار به زندگی رویاجووونم ببخشی... من طاقت غصه خوردن هاش رو ندارم...
عصری که اونجا بودیم با بهار... برای رویا رفتم گلهای تازه خریدم... مربی رقص کنسل کرد...
غروب مامان اومد و رفتیم کوچه خیام... چیزی نپسندیدم... برگشتنی با سارا رفتم خونه رویا... شام پیتزای آشپزباشی... بعد شام هم آرنیکا اومد...
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
سوفیا خیلی خیلی دوست داشتنی و جیگر و ماه شده ...فقط بغلی هم شده ...
ناهار کرفس خوردیم و بعداز ظهر رفتیم دنبال طلا... هرچی بیشتر گشتم دیدم اصلا به دلم نمی شینه !!! قشنگ ترین کارهایی که میدیدم روسنندجی هم داشت...
شب با اسنپ برگشتم خونه و با مجتبی ویدیویی کلی حرفیدم... بوووووووووووس عشق ماهم ...
11.06.2017
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی
برچسب:
نویسنده: ستایش محبی